السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
157
تفسير الميزان ( فارسي )
درك نكنند ، به اين معنا كه گفته هاى تو را نفهمند و هم نفهمند كه نمىفهمند . اين بود كه وجوهى كه در معناى * ( « حِجاباً مَسْتُوراً » ) * گفتهاند ، و به نظر ما سه معناى آخرى از همه وجوه سخيفتر و بىپايه تر است . * ( « وَجَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوه وَفِي آذانِهِمْ وَقْراً وَإِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَه وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوراً » ) * . كلمه « اكنه » جمع « كن » با صداى زير كاف است كه بنا به گفته راغب به معناى ظرفى است كه چيزى در آن پنهان و محفوظ شود « 1 » ، و كلمه « وقر » به معناى سنگينى گوش است . و در مجمع البيان گفته كلمه « نفور » جمع نافر است و اين نحو جمع ، جمع قياسى و عمومى است ، يعنى به طور كلى در هر اسم فاعلى كه از فعلى مشتق شده باشد كه مصدرش فعول بوده باشد مانند ركوع و سجود و شهود كه جمع اسم فاعل آن نيز ركوع و سجود و شهود مىآيد « 2 » . و جمله * ( « وَجَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً . . . » ) * به منزله بيان حجابى است كه در آيه قبلى بود ، و رويهمرفته معناى آن دو چنين مىشود كه : « وقتى تو قرآن مىخوانى ما دلهاى ايشان را با پرده هايى مىپوشانيم تا قرآن را نفهمند و گوشهايشان را هم كر و سنگين مىكنيم تا قرآن را به گوش قبول نشنوند و با فهم ايمان صدق آن را نفهمند » البته همه اينها كيفر كفر و فسق ايشان است . و عبارت * ( « وَإِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَه » ) * يعنى و چون در قرآن پروردگار خود را با وصف يكتايى ذكر مىكنى و شريك را از او نفى مىنمايى « ولوا على ادبارهم نافرين » از شنيدن آن در حالى كه پشت مىكنند اعراض مىنمايند . * ( « نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَسْتَمِعُونَ بِه إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ . . . » ) * . كلمه « نجوى » مصدر است ، و به همين جهت با آن مفرد و تثنيه و جمع و مذكر و مؤنث را وصف مىكنند ، و ظاهر خود آن تغيير نمىكند ، و همين خود شاهد اين است كه مصدر است ، زيرا مصدر چنين خاصيتى دارد . اين آيه به منزله دليلى است براى مضمون آيه قبل كه مىفرمود : « بر دلهايشان پرده
--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « كن » . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 4 ، ص 54 .